تبلیغات
یا ابا صالح المهدی ادرکنی

یا ابا صالح المهدی ادرکنی
شاید این جمعه بیاید شاید....
نویسندگان
نظر سنجی
ختم صلوات برای سلامتی وتعجیل در ظهور امام زمان






صفحات جانبی
 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد. از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟ مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!




طبقه بندی: داستان زیبا، روان شناسی، طنز،
[ یکشنبه 26 تیر 1390 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
center> گفتمان دینی دات نت
جعبه حدیث

امکانات وب

log

مترجم سایت

مترجم سایت