تبلیغات
یا ابا صالح المهدی ادرکنی

یا ابا صالح المهدی ادرکنی
شاید این جمعه بیاید شاید....
نویسندگان
نظر سنجی
ختم صلوات برای سلامتی وتعجیل در ظهور امام زمان






صفحات جانبی

نظر یادتون نره

لطفا از تمامی صفحات وبلاگ دیدن فرمایید




طبقه بندی: اجتماعی،
[ چهارشنبه 29 تیر 1390 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ منتظر ]

کانون فرهنگی دانشجویی رحل یار برای چهارمین بار توفیق یافته است که دوره آموزش مقدماتی معارف مهدویت را پیگیری و برگزار نماید. و فردا(۲۰اردیبهشت) منتظر حضور مجدد شما منتظرین حضرت مهدی عج الله فرجه شریف در این جلسات هستیم.

استاد این دوره: حجت الاسلام موسوی(از اساتید برتر مرکز تخصصی مهدویت قم)

زمان جلسه:۲۰اردیبهشت ماه، از ساعت۱۴الی۱۸

مکان جلسه: خ ۱۶آذر، نبش کوچه راهنما، جنب بانک ملی، ساختمان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، طبقه۶٫




[ شنبه 20 اردیبهشت 1393 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ منتظر ]

خدایا به خاطر همه ی اتفاقات شیرینی که در این مدت در کشورم افتاد متشکرم .




طبقه بندی: اجتماعی،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ منتظر ]
عید فطر فرصتی است برای آنکه انسان بتواند برای خود زندگی پاک و سالمی به وجود آورد. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «ماه رمضان و عید فطر هنگامی مبارک خواهد بود که مسلمانان بتوانند از این فرصت برای خودسازی و به وجود آوردن حیات طَیّبه در نفس خویش استفاده کنند و اصلاً از دیدگاه اسلام، همه فرایض، احکام، تکالیف، واجبات، مستحبات و احکام اجتماعی و فردی، مقدمه ای برایِ تسلط بر نفس و زنده شدن روح انسانی در آحاد بشر است..


طبقه بندی: مذهبی،
[ جمعه 18 مرداد 1392 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ منتظر ]



طبقه بندی: مهدویت، مذهبی،
[ یکشنبه 1 بهمن 1391 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ منتظر ]
آیا می دانید تاثیر جمله
«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد»
به مراتب بیشتر از
جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد !
یکم خجالت بکشیم



طبقه بندی: مذهبی،
[ شنبه 23 دی 1391 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ منتظر ]

بیا تا لیلی و مجنون شویم، افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه هم را ز دل گوییم

اگر مویت چو روزم شد پریشان، شانه اش با من

در میخانه چشمت، به گلگشته نگه وا کن

خرابم کن خراب، آبادی ویرانه اش با من

سلام ای غم، سلام ای همزبان مهربان دل

پر پرواز وا کن چون پرستو، لانه اش با من

مگو دیوانه خو زنجیر گیسو را ز هم وا کن

دل دیوانه دیوانه دیوانه اش با من

در این دنیای وانفسای حسرت زای بی فردا

خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من

مگو دیگر سمندر در دل آتش نمی سوزد

تو گرمم کن به افسون، گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد، فلک در کار سرمستان

تو پنهان بشکن این، نشکستن پیمانه اش با من




طبقه بندی: ادبی، اشعار زیبا،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ منتظر ]
 ننه جون در قدیما اوی که از مزلقون میامد را توی مرغی انبار میکردن ما میروفتیم همرا با سیو واسه خوردن میاردیم خونه میخوردیم بعضی وقتا سیومون میشکس با کولول گاهی وقتا از بیچارگیمون کولول ده میشکست بی او میموندیم از خونه مسایه او قرض میگیرتیم بعضی وقتا توبلکه ای که برای شستن ظرفا بود رختا و جولا را هم می شستیم :

ننه = مادر                              مزلقون= مزلقان روستایی در غرب ساوه بود

توی = داخل                            او= آب

مرغی = آب انبار                      میروفتیم = می رفتیم

سیو= کوزه سفالی                  میشکس= می شکست

میگیرتیم = می گرفتیم              کولول = کوزه ی سفالی بدون دسته

رختا= لباس ها                        جول = کهنه بچه

بلکه= همان برکه به عربی است بمعنی آب انبار خانگی

توبلکه = داخل آب انبار ( ب با کسره حرف لام ساکن )

۲- برای هدر نرفتن او اونوقتا او را در برکه نگارداری میکردن

برکه= آب انبار                        نگارداری= نگهداری

۳- داداجن میخوای دستاتو بیشوری شیر او را زیاد واز نکن او هدر میره

دادا= برادر                              بیشوری = شستشوکنی واز = باز

۴- ننه جون میخوای دهنتو مسواک بزنی فلکه او را هنگوم مسواک زدن قایم کن

ننه = مادر و مامان                    قایم کن = ببند




طبقه بندی: طنز،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ منتظر ]

گلایه از کاهش نزولات برف و باران به زبان ساوه ای

اص دادا جون یه وضی شده ها !!! همه جای ایرون برف بیامده سوه بارون ده نیامده فقط سوز میایه اص انگار نه انگار زَمستونه قدیما زمستونا که میشد کورسی رو مشتیم همرا اهل و عیال میچپیدیم زیرش آی حال میداد آی حال میداد برف که میامد برف و شیره میخوردیم صفایی داشت بَبَم جون . اما حالا فقط سوز میایه برفش مال جاهای دیگیه سوزش واس ما والااااا . جون ننه آقاتون دعا کنید سوه دِ برف بیایه.

 




طبقه بندی: طنز،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 02:38 ب.ظ ] [ منتظر ]

اُرسی:  كفش

جُم:  كاسه

خِفتی:  گردن بند

بُن:  پشت بام

كُلندون:  قفل درهای قدیمی

سوركو:  هاونگ

صِدِف:  دكمه

دایزه:  خاله

تیر کردن :  پرت کردن

بیفتاد :  افتاد

...دایزه:  خاله

آقداش:  شوهر خاله

پادمی: سینی

كُدون نیم دری:  كجا هستی

بیا هانیش:  بیا بشین

تمبون :  شلوار

نیمَلَن :  نمی‌گذارند

وخزید:  بلند شید




طبقه بندی: طنز،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ منتظر ]

چهارمین همایش از سلسله نشست های جنبش مصاف تحت عنوان "روایت عهد"

موضوع جلسه چهارم     :      "نقدی بر نبرد نیچه و مسیحیت"

سخنران    :      علی اکبر رائفی پور

زمان    :      پنجشنبه 8 دی ساعت 14

آدرس    :      خیابان آیه الله طالقانی - نرسیده به خیابان شهید مفتح -درب ضلع جنوبی مجتمع فرهنگی-دانشجویی 13آبان (لانه جاسوسی سابق)

محل سالن بصیرت، ضلع شمال غربی مجتمع

لازم به ذکر است که به دلیل ضوابط مجتمع فرهنگی سیزده آبان ، دانشجویان محترم هنگام ورود  کارت دانشجویی به همراه خود داشته باشند.

 =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

روابط عمومی جنبش مصاف

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.masafportal.com





طبقه بندی: مهدویت،
[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 10:27 ق.ظ ] [ منتظر ]

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت:بگویم ،بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست؟!چرا آب به گلدان نرسیدست و هنوزم که هنوز است ،غم عشق به پایان نرسیدست؟!بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که  هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟!!!مولاجان عصراین جمعه ی دلگیر ،وجود توکنار دل هر بیدل آشفته شود حس تو کجایی گل نرگس؟!!!

http://www.parastar1391.blogfa.com/
منبع:


طبقه بندی: مهدویت، اشعار مذهبی،
[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ منتظر ]

بوی شوم امتحان آید همی/

یاد صفر مهربان آید همی/

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم/

دل به امید تقلب بسته ایم/

ما برای کسب مدرک آمدیم /

نی برای درک مطلب آمدیم




طبقه بندی: طنز،
[ شنبه 11 آذر 1391 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ منتظر ]
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ
چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!



طبقه بندی: طنز، اجتماعی،
[ یکشنبه 9 مهر 1391 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ منتظر ]

منظور از دین و کتاب جدیدی که امام زمان می آورد ، چیست؟

ادیان آسمانی درحقیقت مانندآب زلال وشفافی هستنده ازآسمان نازل می گردندکه درآغاز، مانند صفا و پاکی باران و روشنایی آفتاب هستند، ولی باتماس افکارمنحط جاهلان ودست های آلوده ی مغرضان وآمیختگی با عادات و خرافات ، گاهی چنان تحریف می شوند که جاذبه ی خود را از دست می دهند . یکی از رسالت های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)پیراستن اسلام از این آلودگی ها و خرافات و پیرایه ها ، و به تعبیر دیگر، نوسازی بنای کاخ شکوهمنداسلام است.از این رو ، درپاره ای از روایات از این نوسازی تعبیر به«دین جدید» شده است.

امام باقر(علیه السلام)می فرمایند: «هنگامی که قائم خروج کند، امرجدید وکتاب جدید و روش جدیدوداوری باخودمی آورد»(۲)یعنی درآن زمان ، اسلام در آن چنان از لابلای انبوه خرافات و تحرف ها و تفاسیرنادرست بیرون می آورد، که گویی بنایی کاملاً نو و جدید ساخته است.

اما راجع به کتاب جدید ، دوگونه می توان توضیح داد . یکی این که ، کتاب جدید، قرآنی است امیرالمؤمنین(علیه السلام)به همان صورت وترتیب، که در۲۳سال برپیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)نازل شده ، جمع آوری کرده است.چنان که امام علی (علیه السلام)فرموده است: «گویا می – بینیم شیعیان ما درمسجدکوفه خیمه هایی نصب کرده اند و قرآن راهمان طورکه نازل شده به مردم تعلیم می دهند.»(۳)

توضیح دوم این است که ، قرآن اصیل فراموش شده راچنان اززوایای تحریفات معنوی وتفسیرهای نادرست بیرون می کشدکه می توان نام کتاب جدید برآن گذاشت . زیرا در غیر این صورت ، لازم می آید که یک کتاب آسمانی جدید بر او نازل شود ، که این امرشدنی نیست ، برای این که در روایات آن حضرت به عنوان یک داعی وحافظ قرآن کریم معرفی شده است، پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: «قائم ازفرزندان من است …،مردم را به پیروی من وآیین من وامی دارد، وآن ها را به کتاب پروردگارم دعوت می نماید.»(۴)

اعتقاد به رجعت از اصول دین است یا اصول مذهب ؟

قبل ازپاسخ به این سؤال می بایست نخست مفهوم وتصویر روشنی ازآن دو واژه به دست آوریم تا بتوانیم به سؤال فوق برسیم.

همان طورکه می دانیم دین دریک تقسیم بندی به اصول و فروغ دین تقسیم می شود و منظور از اصول دین ، در این تقسیم ، هرگونه اعتقاد معتبردینی است که مربوط به بینش و شناخت خدا و جهان و انسان می شود، و منظوراز فروغ دین احکام عملی است که وظایف فردی و اجتماعی پیروان آن دین رابیان می کند ، به عبارت دیگرمنظور از اصول دین ، اساسی ترین وزیر بنایی ترین امور اعتقادی است ، درمقابل سایر امور اعتقادی که نسبت به آن ها جنبه تبعی و فرعی دارند، آن اصول عبارت اند از: توحید ، نبوت و معاد – که ادیان الهی درسه اصل فوق مشترکند- که این اصول در حقیقت پاسخی به روشن ترین سؤالات فکری انسانند . طبیعی است که انکار هر یک از این سه اصل ، موجب خروج از دین و اثبات کفر است.

اما اصول مذهب عبارت از این است که گاهی پیروان یک مکتب که در اصول بنیادی دین با یکدیگر مشترکند، برداشت ها و تلقیات مختلفی در دین می شود.این برداشت ها و طرز تفکر خاص از مکتب- باحفظ اصول و وجوه اشتراک- را اصول مذهب می گویند . عدم اعتقاد به این اصول موجب خروج از دین نمی شود ، بلکه موجب خروج ازآن طرز تفکر و برداشت خاص می – شود؛ مثل اعتقاد به عدل و امامت، که عدل از امور اعتقادی تابع توحید و امامت تابع نبوت است . از این رواست که می بینیم مذاهب مختلفی پدیدآمده هم چون شیعه و سنی که هرکدام طرز تفکر خاصی نسبت به امامت دارند.

اعتقاد به رجعت از اصول دین نیست و معتقدنبودن به آن هم موجب کفر و خروج از دین نم باشد، بلکه ازاصول مذهب امامیه است . به طوری که اعتقاد به اصل رجعت گروهی ازمؤمنان وکافران به دنیا پیش از قیامت ، ضروری است . هرچند که باور داشتن جزییات مسایلی که در رجعت اتفاق می افتد لازم وضروری نیست.

به هرحال اعتقاد به رجعت هم سنگ اعتقاد به صراط و میزان است.مرحوم «شبر» دراین باره می -گوید:
«اصل رجعت، حق است وشبهه ای درآن نیست وعدم اعتقادبه آن موجب خروج ازجرگه مؤمنان وشیعیان می شود. چراکه رجعت از امور ضروری مذهب شیعه بوده وروایاتی که درموردصراط ومیزان وغیرآن دوبه دست مارسیده است ، از جهت تعداد و نیز صحت مدارک و وضوح دلالت ، افزونتر از روایات رجعت نیست.

باآن که اعتقاد به صراط به میزان و جزآن ها ضروری است، اما، بایدتوجه داشت که اختلاف و بینش های متفاوت درجزییات مسأله رجعت، ضرری به اصل آن نمی زند، همان طورکه برداشت -های متفاوت در ویژگی های صراط ومیزان در اصل آن خدشه وارد نمی سازد»(۵)

پی نوشت :

۲٫ غیبت نعمایی، نعمان ابن ابراهیم، ص ۲۵۵٫
۳٫ همان، ص ۳۱۸٫
۴٫ ملاحم، سیدابن طاوس، ص ۷۴٫
۵٫ حق الیقین فی معرفه اصول الدین، سیدعبدالله شبر، بحث رجعت.

منبع : ظهور۱۲




طبقه بندی: مهدویت، فراماسون،
[ پنجشنبه 2 شهریور 1391 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ منتظر ]

1) نیوتن:
 از آنجا که این دانشمند علاقه‌ی زیادی به قبول شدن در رشته‌ی ستاره شناسی یا نجوم داشت، از صبح تا شب خودش را در اتاق حبس می‌کرد و برای قبول شدن در کنکور درس می‌خواند. و از آنجا که وقت یک پشت کنکوری بسیار ارزشمند‌تر از آن است که بیکار وبی‌عار برود و زیردرخت سیب لم بدهد، بنابر این سیبی هم به  سرش نمی‌خورد و جاذبه‌ای هم کشف نمی‌شد و الان بنده و شما، تمام اشیاء و آدم‌های دور و برمان در فضا معلق بودیم!

2) لیلی و مجنون:
 
اصولاً بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند بیکار نشستن در خانه یکی از مهم‌ترین عوامل و دلدادگی معروف‌ترین عاشق و معشوق تاریخ ادبیات است. اما اگر هردوی  این عزیزان در عصر ما زندگی می‌کردند آنقدر درگیر کلاس‌های تست و حل دفترچه‌های تست و مطالعه‌ی ضرایب دروس مختلف و فرم انتخاب رشته و کنکور آزمایشی بودند که سال تا سال هم وقت نمی‌کردند یاد هم بیافتند چه برسد به این که مجنون ظرفی ببرد در خانه لیلی که آش نذری بگیرد و چون لیلی زد ظرفش را شکست را بیافتد در کوچه و خیابان و در اقدامی جلف و سبک بزند زیر آواز که:
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

3) رستم:
 درباره‌ی این قهرمان اسطوره‌ای ایران زمین  دو احتمال وجود دارد. یا به جای هفت خوان سنتی و جنگیدن با دیو وعجوزه و اژدها و سیرو عبور از بیابان مجبور می‌شد برود ازتک‌خوان کنکور عبور کند که البته واضح و مبرهن است که خیلی زود(احتمالاً وقتی به تست‌های دروس تخصصی می‌رسید!) می‌فهمید عبور از آن هفت‌خوان در برابر تک‌خوان مثل آب خوردن است.
در حالت دوم، رستم به عنوان طراح سؤال کنکور انتخاب می‌شد و سؤال‌های کنکور سختی را طرح می‌کرد، غافل از اینکه فرزندش سهراب هم امسال کنکوری است و با درماندن از پاسخ دادن به تست‌های پدرش از زندگی نا‌امید می‌شود و یک بلایی سرخودش می‌آورد! ناگفته پیداست که رستم دیر متوجه ماجرا می‌شود و پاسخ نامه(همان نوش داروی سابق) را وقتی کار از کار گذشته، به سهراب می‌رساند.

4) نوستر آداموس:
احتمالاً این پیشگوی معروف فرانسوی تنها فرد مشهوری است که در مواجهه با کنکور غمی به دل راه نمی‌داد چون برای کسی که قرن‌ها قبل حوادث مهمی مثل حادثه 11 سپتامبر و جنگ جهانی دوم را پیش‌بینی کرده، پیش‌بینی این که جواب تست شماره 5 درس ادبیات گزینه الف، ب، ج یا دال است نباید کار دشواری باشد!

5) نیما یوشیج:
 
پدر شعر فارسی در مواجهه با کنکور "تست نو" را ابداع می‌کرد که رها از قید و بند‌های تست‌های معمولی و سرشار از خلاقیت بود. در تست‌نو پاسخ خاصی، صحیح فرض نمی‌شد و مهم روش‌های خلاق‌ای بود که داوطلب برای پاسخ به تست ها به کار می‌برد(شیر یا خط انداختن، ریختن تاس، ده- بیست- سی- چهل کردن، اتل متل توتوله خواندن، چشم بستن و انگشت گذاشتن روی کاغذ و سایر روش‌های خلاقه‌ی دیگر)

برگرفته از سایتگزینه 2




طبقه بندی: اجتماعی، ادبی، طنز،
[ پنجشنبه 2 شهریور 1391 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ منتظر ]
 

بر طبق اخبار نه‌چندان موثقی که به دست ما رسیده، به‌تازگی تعدادی لوح نوشته ی باستانی به خط میخی کشف شده است که نشان دهنده ی وجود کنکور در ایران باستان می‌باشد و ثابت می‌کند که اجداد ما هم در هزاران سال قبل با مشکلاتی شبیه مشکلات جوانان کنکوری مواجه بوده‌اند. در ادامه, ترجمه  ی برخی از این لوح‌های باستانی را جهت ابراز هم‌دردی با پشت‌کنکوری‌های معاصر، چاپ می‌کنیم.

خط20: من جمشید، پسر کامران، فرزند یکی‌یکدانه و کاکل‌زری بابا و مامان، قول گرفت از آن‌ها که اگر در کنکور الواح میخی قبول شد، برایم یک پلی‌استیشن خرید به صد سکه‌ی زرین، همراه با ارابه‌ای آخرین مدل، مجهز به چنجر و ساب و رینگ‌اسپرت و ...
توضیح: کشف این لوح ثابت کرد که از قدیم‌الایام شیوه ی تشویق یک پشت کنکوری( ولو با وعده‌هایی که حتی اختراع آن‌ها هزاران سال دیگر صورت می‌گیرد!) بیشتر از شیوه‌های سرکوفت زنانه مثل این‌که: حالا هی درس نخوان تا آخرش بری سر‌ساختمان و آجر بیندازی بالا! مؤثر واقع شده است!

خط24: از دودمان هفت جد مؤسسه ی کنکور‌دار، من، صاحب مؤسسه ی کنکور میخ‌چی، کسی هستم که رتبه‌های تک‌رقمی از بابل و آشور و کلده و نینوا و جردن و میدان ونک در محضرم حاضر و در رشته‌های توپ قبول شدند.
بابا، من دیگه کی هستم!!!
توضیح: گویا متن فوق، به یک لوح میخی تبلیغاتی اختصاص دارد که مدیر یک آموزشگاه کنکور در ایران باستان به ذکر خدمات ارزنده‌اش پرداخته است!

خط30: و من دل‌های داوطلبانی که در کنکور دولتی قبول نمی‌شدند را شاد کردم . و در هر دشت و صحرا و جزیره و آتشفشان و قله‌ی کوهی، واحد دانشگاهی تأسیس نمودم... باشد که شهریه‌هایتان را به موقع بپردازید چون خوش‌حسابی نشانه‌ی شخصیت شماست!
توضیح: تاریخ‌دانان برجسته احتمال می‌دهند متن این لوح نوشته، توسط رئیس دانشگاه‌های غیر دولتی ایران باستان تحریر شده باشد تا آیندگان بدانند حتی در ایران باستان هم علم بهتر از ثروت بوده‌ است و مردم هر ترم برای کسب علم در قالب واحدهای علمی و نظری و آزمایشگاهی ثروت زیادی می‌پرداختند!

خط40: من، عباس آقا، پدر ممد و تقی و بتول... زمانی که کنکور دادم‌ 18ساله بودم و امروز که الواح جواب‌های قبولی آمده 40سال دارم... تازه به رتبه‌ی کنده کاری شده‌ام هم اعتراض دارم!

توضیح:
این کشف تاریخی نشان دهنده‌ی مراحل طولانی شرکت در آزمون، کندن خانه‌های پاسخ صحیح به وسیله ی میخ و چکش، صحیح کردن آن‌ها، کنده‌کاری اسامی قبول شده‌ها در تیراژ 10میلیون نفر و.... است! حالا اگر کسی مثل نویسنده‌ی لوح فوق به نتیجه‌ی آزمونش اعتراض هم داشته باشد, باید زمان مورد نظر را دو برابر کرد و امیدوار بود احتمالاً تقی یا بتول توانسته باشند حق پدرشان را زنده کنند!




طبقه بندی: طنز، ادبی، اجتماعی،
[ پنجشنبه 2 شهریور 1391 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ منتظر ]

پژوهشگران ادبیات کودک در تازه ترین کشف علمی- ادبی خود، به این نتیجه رسیدند که شعر معروف حسنی، اثر منوچهر احترامی، نه تنها یک شعر کودکانه نیست، بلکه حسنی در واقع، یک جوان پشت کنکوری است که قصد دارد در کنکور ده شلمرود شرکت کند و تمام داستان، درباره مسائلی است که پیرامون همین موضوع شکل میگیرد. اجازه بدهید در ادامه، با توجه به این کشف جدید، همراه شما ابیاتی از این شعر معروف را مورد بازبینی مجدد قرار دهیم:

حسنی نگو بلا بگو

  تنبل تنبلا بگو

موی بلند روی سیاه 

ناخن دراز، واه واه واه ....

بررسی: شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که حسنی یک پشت کنکوری تنبل است که حتی حال حمام رفتن و کوتاه کردن ناخن و موهایش را هم ندارد، چه برسد به اینکه بخواهد روزی چندین ساعت درس بخواند و تست بزند. ولی در واقع، حسنی به گفته شاعر جوان «بلا» است که تمام مدت شبانه روز را مطالعه میکند و تست میزند و کنکور آزمایشی میدهد، طوریکه حتی وقت رعایت نظافت شخصی اش را هم ندارد و کلاً حمام رفتن و ناخنگرفتن را گذاشته برای فردای کنکور!

  حسنی با چشم گریون

پاشد اومد تو میدون

  آی فلفلی، آی قلقلی

  میاین با من بازی کنین؟

بررسی: حسنی که دیدن حجم کتابهای درسی و تستهایی که باید برای کنکور آماده کند، اشکش را درآورده، به در منزل خانه دو نفر از دوستان و همکلاسی های دوران دبیرستانش مراجعه میکند و ضمن به صدا درآوردن زنگ آیفون تصویری شان، از آنها میخواهد بیایند جلوی در، تا سه نفری بازی سنتی؛  یه پشت کنکوریام، روزی 20 تا  تست میزنم!

- چرا 20 تا؟

- پس چند تا؟ ...

را اجرا کنند؛ که در واقع، هدف حسنی از انجام این بازی، پی بردن به میزان پیشرفت درسی و سرعت تست زنی دوستان دیروز و رقیبان امروزش است!

  الاغ و خروس، جوجه و غاز و ببعی

  با فلفلی و قلقلی و مرغ زرد کاکلی

  حلقه زدن دور حسن ...

بررسی: شاعر پس از بیان سختیها و تلاشهایی که حسنی برای درس خواندن متحمل میشود، زمان را سریع جلو میبرد و میرسد به روزی که نتایج کنکور اعلام شده و حسنی درحالی که توسط دوستان و حیوانات موردعلاقه اش در روستا احاطه شده، در روزنامه دنبال اسمش میگردد و البته دوستانش هم در پیداکردن نامش به او کمک میکنند!

  الاغه میگفت: 

  کاری  اگر نداری، بریم الاغ سواری

  خروسه میگفت:

  قوقولی قوقو، قوقولی قوقو

  هرچی میخواهی، فوری بگو

  ... غازه میگفت:

حسنی بیا با هم دیگه بریم شنا!

  توی ده شلمرود

  حسنی دیگه تنها نبود.

بررسی: خوشبختانه تلاشها و بی خوابیها و حمام و سلمانی نرفتنهای حسنی، سرانجام به نتیجه میرسد و او اولین دانش آموز ده شلمرود میشود که در رشته پزشکی قبول شده!

بلافاصله پس از پیچیدن خبر قبولی حسنی در ده، تمام حیواناتی که تا دیروز او را تحویل نمیگرفتند با گل و شیرینی و پارچه نوشته های غرورآفرین، دکتر حسنی(!) افتخار بازی با آنها را نصیبشان میکند. هرچند که کلاس دکتر حسنی بالاتر از این حرفها رفته و الاغ و خروس و غاز با این پاچه خواریها دارند وقتشان را تلف میکنند، چون دکتر حسنی دیگر به بازی با کمتر از کدخدای ده رضایت نمیده!

مرجع:http://gozine2.ir




طبقه بندی: طنز، ادبی، اشعار زیبا،
[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ منتظر ]

غلبه حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حكومت جهانى اسلام، ممكن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام یابد و ممكن است با فراهم‌شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممكن است به هر دو نوع واقع شود، چنان‌كه پیشرفت و غلبه پیغمبر اكرم صلّىالله علیه و آله و قواى اسلام به هر دو نوع بود.
اما به طور اعجاز و خرق عادت، محتاج به توضیح نیست كه حصول چنین غلبه مطلق براى آن حضرت، به خواست خداوند، امرى است ممكن و معقول و با وعدههاى صریح و بشارتهاى حتمى كه در قرآن مجید و احادیث متواتر داده شده، بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه
«كَمْ مِنْ فِئَة قَلیلَة غَلَبَتْ فِئَةً كَثیرَةً بِاِذْنِ الله» (1)
چه بسیارند گروه اندكى كه به اذن خداوند، بر گروه بسیارى چیرگى مىیابند.
آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر تمام ملل غالب و حاكم، و وارث و مالك ارض قرار مىدهد.
و از لحاظ اسباب، و علل ظاهرى هم اگر موضوع را بررسى كنیم، حصول چنین فتح و غلبه و تشكیل آن حكومت الهى ممكن و عملى خواهد بود؛ زیرا آن حضرت در موقعى ظهور مىكند كه اوضاع و احوال اجتماعى و اخلاقى و سیاسى كاملاً مساعد باشد.
در آن موقع همه ملل از مدنیّت معنوى و اخلاقى محروم، و دشمنى و كینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یكدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و اتحاد، وحدت، همفكرى و همكارى، بهكلى از میان بشر رخت بربسته و از اینكه كسى بتواند بدون مدد غیبى جامعه را رهبرى كند، همه مأیوس مىگردند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستیز و همه از وضع خود ناراضى، و از مكتبهاى مختلف كه عرضه مىشود ناامید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض‌شدن اوضاع، و كنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته‌شدن مرزها و الغاى تجزیهها و تقسیمها مىباشند.
در یك چنین موقعیتى، حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداء و اصحابش، با نیروى ایمان و اخلاق حسنه و با نجاتبخشترین برنامههاى عمرانى و اقتصادى و عدالت اجتماعى، براى انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به میدان مىگذارند و آن نهضت الهى و دعوت روحانى را شروع مىكنند و مردم را به سوى خدا و احكام خدا و زندگى برابرى و برادرى، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستى و درستى و نظم صحیح، مىخوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشرى مىباشند و با نیروى ایمان و استقامت و پشتكار و همتى كه مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مىنمایند.
معلوم است این جمعیت با آن برنامهها و وضع كار، در آن دنیاى پرآشوب و غرق در طوفان گرفتارىها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق مىشوند و هیچ نیرویى نمىتواند در برابر آنها مقاومت كند.
و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اكرم صلّى الله علیه و آله و پیشرفت سریع دین اسلام و فتوحات محیرالعقول مسلمین در قرن اول اسلام است، كه یكى از علل ظاهرى آن پیروزىهاى پى در پى و درهم شكسته شدن ارتشهاى انبوه دولت شاهنشاهى ایران و امپراطورى روم، فساد اوضاع اجتماعى و ادارى ایران و روم بود كه مردم این كشورهاى پهناور را براى قبول یك دعوت صحیح و حكومتى متكى به مبانى عدالت و مساوات آماده كرده بود.
مردمى كه در برابر دستگاههاى دیكتاتورى و استبداد بسیار خشن و غیر انسانى سلاطین و امراى خود، از بنده هم خوارتر بودند و از حقوق انسانى محروم شده بودند، مردمى كه به هركس و هر مقام نظر مىكردند، یك نقطه روشن در او نمىدیدند؛ نه فرهنگ داشتند نه اقتصاد، نه عدالت، نه امنیت و نه ... و نه ...
از آن همه تعظیم و نیایش و بشرپرستى و استعباد سلاطین، خسته شده بودند و علاوه بر اینها ناراحت‌كننده‌ترین اختلاف طبقاتى نیز در بین آنها حاكم باشد كه مملكت متشكل شده باشد از اكثریت قریب به اتفاق محروم و استضعاف شده و جمعیت معدود برخوردار و اختیاردار و مطلقالعنان و بى جهت عزیز ...
مسلّم است وقتى به گوش مردم چنین مملكتى صداى روحانى و آزادى بخش:
«تَعالُوا اِلى كَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَ لا نَشْرِكَ بِهِ شَیْئاً، وَ لا یَتَّخِدَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ»(2)
برسد.
و آیه
«اِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ وَ ایتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْیِ»(3)
همانا خدا فرمان به عدل و احسان و به عطا و بذل به خویشان امر مىكند و از كارهاى زشت و منكر و ظلم نهى مىكند.
و اعلان:
«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَ اُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقیكُمْ» (4)
اى مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفریدیم، آن گاه شعبههاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یكدیگر را بشناسید، بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شما است.
و آیات دیگر را بشنوند، با نهایت استقبال به آن ایمان آورده و راه را براى پیشرفت آن باز مىكنند.
مردمى كه از ظلم و ستم و خودخواهى سلاطین و ستمكاران آن عهد، به جان آمده بودند، به طور قطع یك دعوت خدایى و یك بانگ گوش نواز توحیدى را كه بر اساس عدالت و الغاى امتیازات و مساوى بودن آقا و نوكر، شاه و رعیت، سیاه و سفید، در برابر قانون و عدالت است قبول مىكند و از این جهت آنهایى كه این دعوت برخلاف منافعشان بود هرچه خواستند از آن جلوگیرى كنند یا مردم را مانع از گرویدن به آن شوند، نتوانستند، همهجا انقلاب مىشد و در همهجا رژیم ظالم و وضع سابق را محكوم مىكردند و اوضاع تغییر مى‌كرد.
اوضاع جهان براى قبول دعوت حضرت امام زمان مهدى علیه السّلام كه همان دعوت به اسلام و قرآن است، مطابق اخبار، به مراتب از اوضاع عالم در زمان بعثت پیغمبر صلّىاللهعلیهوآله آمادهتر خواهد شد، و همان طور كه كلمه اسلام در آغاز ظهور اسلام به سرعت پیشرفت كرد و صداى توحید بر همه صداها غالب شد، و اسلامى كه در مقدارى از تاریخش منحصر به پیغمبر اكرم صلّىاللهعلیهوآله و على و خدیجه علیهاالسّلام بود، با فقدان وسایل در جهاد و دفع یورش مشركان، بزودى موفق گردید، و لشكرهاى منظم مسلحى را كه در دنیاى آن روز مجهزترین سلاحها را در دست داشتند درهم شكست و نابود ساخت.
همین طور امام زمان علیه السّلام نیز با اصحاب و یاورانش كه از ابتدا كار به تعداد مجاهدین میدان جهاد بدر مىباشند مىتوانند دنیاى منقلب و ناآرام آن روز را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده درخشان و پر از خیر و رحمت و بركت نماید كه در سریعترین فرصت همه به دین اسلام گرویده آمادگى خود را براى قبول یك سازمان الهى اسلامى محكم و پایدار، در تحت سر پرستى امام عصر علیه السّلام نشان دهند. وما ذلِك عَلَى اللهِ بِعزیز

 


 

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره بقره، آیه249.
2. سوره آل عمران، آیه64.
3. سوره نحل، آیه90.
4. سوره حجرات، آیه13.

منبع: پاسخ به ده پرسش، تألیف حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی




[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ منتظر ]

از فرمایشات ایت الله بهجت

واى بر ما از آن روزى كه قرآن یا عترت را از ما بگیرند. گرفتن هر كدام گرفتن دیگرى هم هست، زیرا این دو از هم جدا نمى شوند: « لَنْ یَفْتَرِقا » نه در خارج و نه در اعتقاد « حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ » (1)؛ (تا این كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.) تنها كسانى از حوض خواهند نوشید كه با قرآن و عترت با هم باشند، عدّه اى هستند كه همیشه موفّق اند، ولى بعضى مانند كودك یتیم بدون سرپرست هستند و به عمد و یا بدون عمد به هر جهت روى مى آورند، البته فى الجمله معذور هستند. به دلیل عدم حضور امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف .

برگرفته ازhttp://www.bahjat.org




طبقه بندی: مذهبی،
[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ منتظر ]
رُوِیَ عَنِ الصّادق عَلیهِ السّلام قال: إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی[1] ترجمه: روایت از امام صادق صلوات الله علیه منقول است كه حضرت فرمودند: هرگاه بنده به نماز بایستد و نماز خود را سبک به جا آورد، خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید: آیا بندۀ من را نمی‌بینید؟ گویا اینطور فکر می‌کند که برآورده کردن احتیاجات او به دست غیر من است. آیا نمی‌داند که برآورده کردن احتیاجات او به دست من است؟
منبع:http://www.aliasghar.org/index.php?newlang=eng



طبقه بندی: مذهبی،
[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ منتظر ]

یاعلی(ع)

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و پژمرده ام
روی من خروارها از خاک بود   وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت  قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود  غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
خسته بودم هیچ کس یارم نبود   زان میان یک تن خریدارم نشد
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت  سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
نه رفیقی نه شفیقی نه کسی ترس بود و وحشت و دلواپسی
ناگهان از ره رسیدند دو ملک تیره شد در پیش جشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست آن یکی فریاد زد رب تو کیست
در میان عمر خود کن جستجوی کارهای نیک و زشت خود بگوی
ما که ماموران حی داوریم اینک تورا سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود  دست و پایم بسته در زنجیر بود
غرق اندوه و تالم دل فکار می کشیدندم به خفت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد  از جنان در های رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان
بر سرش دستار سبزی بسته بود نور حق در چهره اش تابیده بود
در قدوم آن نگار مه جبین پیش پای حضرت عشق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه  آمده اینجا حسین فاطمه
سوی من آمد مرا شرمنده کرد  مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را خانه آبادش کنید این بنده را
این که اینجا این چنین تنها شده  کام او با تربت من واشده
مادرش او را به عشقم زاذه است گریه کرده بعد شیرش داده است
این که می بینید در شور است و شین  ذکر لالا ئیش بوده یا حسین
اسم من راز و نیازش بوده است  خاک من مهر نمازش بوده است
اینکه در پیش شما گردیده بد  جسم و جانش بوی روضه می دهد
پرچم من را به دوشش می کشید  پا برهنه در عزایم می دوید
سینه چاک آل طاها بوده است  چای ریز هیئت ما بوده است
بارها لعن امیه کرده است  خویش را نذر رقیه کرده است
حرمت من را به عالم پاس داشت  ارتباطی تنگ با عباس داش
نذر عباسم کفن کرده به تن  روز تاسوعا شده سقای من
تا که دنیا بوده از من دم زده  او غذای روضه ام را هم زده
گریه کرده چون برای اکبرم  با خود اورا نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود  باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطر و بویش می دهم  پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سرنوشت  می شود همسایه من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است  نامه ی اعمال او دست من است

منبع:http://yosofezahraa.blogfa.com/post/99




طبقه بندی: مذهبی، اشعار مذهبی، ادبی، اشعار زیبا،
[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ منتظر ]
حضور دوباره مهندس ایمان سرورپور در برنامه فرصت برابر:
 
          جمعه۱۵ اردیبهشت ساعت  ۱۱صبح و

              سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ساعت ۱۷
 
.



[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ منتظر ]
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر از گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید.چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.او جلوی یک مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود ... بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و ... پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.میوه فروش گفت : بخور نوش جانت، پول نمی خواد !سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلوی دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت.فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع میکرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.

میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.

عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.

زیر عکس او با حروف درشت نوشته شده بود "قاتل فراری" و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.

میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.

پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.

سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.

دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت : "آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان".سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم.هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد !!!




طبقه بندی: داستان زیبا، روان شناسی، اجتماعی،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 02:25 ق.ظ ] [ منتظر ]

عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی برهمه مسلمانان مبارک باد . . .

حج، چشمه‏ای است جوشان، که هر که از آن نوشید، تشنه‏تر شد، هر که حلاوت آن را یافت، شیفته‏تر گشت و هر که چهره جان در زمزم معارفش شست، پاک‏دل شد. حج، کتابی است که هر که با الفبای عشقش آشنا شد، دل به آن سپرد و هر که اوراقی از رموز و اسرارش را با سرانگشت تدبّر ورق زد، مشتاق به پایان بردن این صحیفه عرفان گردید.

هر که نگاهی به سطرهای این کتاب یقین افکند و نظر بر خط نوشته‏های این «بیت‏المعمور» داشت، بذر معرفت در اندیشه و دل کاشت. حج، خانه‏ای است که هر که چند صباحی رحل اقامت در آن افکند و هر که چند روزی بار سفر به سوی آن کشید و لذت آرمیدن در سایه معنویت بیت خدا را چشید، رنج سفر فراموش کرد و آنجا را خانه خود، خانه خدا و خانه مردم یافت، و به راستی هر که مقیم این خانه شد، مقام یافت و هر که ساکن این حریم گشت به سکون نفس رسید.

 




طبقه بندی: مذهبی، عكس مذهبی،
[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ منتظر ]

 

قالَ الجواد(ع):اَلْمُؤْمِنُ یَحْتاجُ اِلى‏ ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللَّه، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ
هر مؤمنى به سه خصلت نیازمند است: توفیق الهى، واعظى از نفس او كه پیوسته او را موعظه كند، و قبول كند از آن كه او را نصیحت كند.

منبع:
http://baqiyatollah.mihanblog.com/


طبقه بندی: مذهبی، عكس مذهبی،
[ جمعه 6 آبان 1390 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ منتظر ]

در دیار ما هر کالا به هرجا درهمست
خوب و بد، معیوب و سالم، زشت و زیبا درهمست
گر خریداری، کند کالای خوب از بد جدا
با تشر گوید فروشنده : که آقا در همست!!
مهدیا! یاران خوبت را مکن از بد جدا
روسیاه و رو سفیدش ، جان زهرا درهمست
اللهم عجل لولیک الفرج

 




طبقه بندی: مهدویت، اشعار مذهبی، ادبی، اشعار زیبا،
[ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ منتظر ]

 

 

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام           یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

منبع:http://biamahdi.blogfa.com/




طبقه بندی: مهدویت، اشعار مذهبی، ادبی، اشعار زیبا،
[ سه شنبه 22 شهریور 1390 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ منتظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم


برادران و خواهرانم باید امسال سنگ تمام بگذارید چراکه صهیونیزم جهانی از بیم بیداری اسلامی شدیدا در حال فعالیت و متوجه نمودن اعراب به ایران اسلامی با عنوان دشمن درجه یک اعراب و مجوسان رافضی است.

تجربه نشان داده است هرگاه فشار کشورهای مسلمان علی الخصوص همسایگان این رژیم جعلی زیاد می شود ، اسرائیل این انرژی و شور را به سمتی دیگر منحرف می گرداند(نمونه اش جنگ عراق با ایران).

چندی است در فضای مجازی و سایبری موج عجیبی علیه ایرانیان به راه افتاده است تا از این روش برای تنفس اسرائیل استفاده نمایند .

 باید در فضای مجازی با این موج اتحاد شکن در جهان اسلام مقابله نماییم و از آنجاکه بر همگان آشکار است که روز قدس ابتکار ایرانیان است باید به نحو احسن از این یادگار امام خمینی (ره) حسن استفاده نموده و در حالی که اسرائیل در گیر اعتصابات داخلی است علاوه بر محکم نمودن ریشه های پیوند در میان مسلمانان فشاری جهانی را علیه این غده سرطانی وارد نماییم. و فراموش نکنیم اولین روز قدس پس از بیداری اسلامی باید رنگ و بویی متفاوت داشته باشد.

در این راستا موارد زیر پیشنهاد می گردد:

      1-تمام عزیزانی که توانایی حضور در فضای سایبری را دارند روز قدس را به موجی خبری حد اقل در جهان اسلام تبدیل نمایند (ثبت صفحاتی به نام روز قدس به زبان انگلیسی و عربی درفیس بوک و اتاقهای گفتگوی مسلمانان و یا هر روش دیگری )

      2- به آتش کشیدن پرچم اسرائیل ، امریکا ، ناتو و انگلیس در راهپیمایی ها و در دست داشتن شعار هایی با مضامین وحدت بخش علیه صهیونیزم جهانی

      3-به آتش کشیدن نماد آبلیسک در تمام شهر های ایران اسلامی در راهپیمایی روز قدس و پیشنهاد چنین کاری به دیگر مسلمانان برای تبدیل نمودن این کار به یک سنت ضد صهیونیستی در سالهای دیگر  (جریان شیطانی صهیونیزم تعصبی عجیب در مورد آبلیسک دارد)

      4-از تمام فعالیت های شما عزیزان باید مستندات تصویری تهییه شده و در اسرع وقت در فضای مجازی منتشر گردد لذا خواهش مند است از لحظه سردادن شعار های اسلامی و همچنین وحدت بخش و نیز به آتش کشیدن پرچم ها و نماد هایشان  فیلم و عکس تهییه نموده و آنرا در اینترنت به نام شهر خود و همچنین ایران عزیز آپلود نمایید.(برای نمونه کاری کنید نتیجه سرچ کلمه آبلیسک در یوتیوب صد ها فیلم از به اتش کشیدن این نماد شیطانی در تک تک شهر های ایران باشد و یا کسی با سرچ کلمه اسرائیل در چنین سایت هایی نتیجه ای جز کلیپ های ضد صهیونیستی بدست نیاورد ).

تا جمعه فرصت چندانی نداریم فلذا عزیزان در انتشار این مطلب و برنامه ریزی در شهرهایشان برای حضور گسترده در راهپیمایی و هچنین رسانه ای نمودن این امر در فضا های مجازی مانند فیس بوک سعی جدی نمایند.

به امید یکپارچگی امت رسول الله(صلی الله علیه و اله وسلم) و به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است

منبع:http://antisemitism.blogfa.com/




طبقه بندی: صهیون ستیزی، مهدویت، اجتماعی، مذهبی، اخبار روز دنیا،
[ جمعه 4 شهریور 1390 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ منتظر ]
[ شنبه 22 مرداد 1390 ] [ 12:43 ق.ظ ] [ منتظر ]

۱ ـ نزول قرآن:
ظاهر آیه شریفه «انّا انزلناه فی لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجی است.


قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
۱ ـ نزول یکباره در یک شب معین.
۲ ـ نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوّت پیامبر اکرم(ص).
آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقرأه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا»(۱۱) نزول تدریجی قرآن را بیان می‏کند.
در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است یک دفعه نازل نشده است بلکه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی‏آید مگر اینکه زمان و مکانش و واقعه‏ای که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که در آیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر»(۱۲) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.
۲ ـ تقدیر امور:
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شرّ، طاعت و معصیت و... تقدیر می‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر»(۱۳) کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازه‏گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم»(۱۴) که در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدیر دلالت می‏کند. چون کلمه «فرق» به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله‏اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم» برمی‏آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می‏آیند.
۳ ـ نزول ملائکه و روح:
بر اساس آیه شریفه «تنزّل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر»(۱۵)، ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند. مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره‏اش فرموده است «قل الرّوح من امر ربی»(۱۶). در این که مراد از امر چیست؟ بحث‏های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکه و اینکه روح چیست بسنده می‏شود.
الف: پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی شب قدر می‏شود ملائکه‏ای که ساکن در «سدره المنتهی» هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می‏شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایی را به همراه دارند.
یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏ای در این نقاط نمی‏ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می‏کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد(۱۷).
ب: از امام صادق علیه‏السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح از آن سنخ نیست مگر نمی‏بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکه والرّوح» پس معلوم می‏شود روح غیر از ملائکه است(۱۸).
۴ ـ سلام و امنیت:
قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می‏فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر»(۱۹). کلمه سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلّق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می‏آورند و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که در این شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضی از مفسّرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می‏دهند.
------------------------------------------
۱ ـ دخان / ۳ .
۲ ـ بقره / ۱۸۵ .
۳ ـ قدر / ۱ .
۴ ـ ر. ک. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۱۹ .
۵ ـ ر.ک. تفسیر الدر المنثور، ج۶ .
۶ ـ دخان / ۶ .
۷ ـ قدر / ۴ .
۸ ـ بقره / ۱۸۵ .
۹ ـ تفسیر البرهان، ج۴، ص۴۸۸، ح۲۶ .
۱۰ ـ فروع کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۴.
۱۱ ـ اسراء / ۱۰۶ .
۱۲ ـ هود / ۱.
۱۳ ـ قدر / ۱.
۱۴ ـ دخان / ۶ .
۱۵ ـ قدر / ۴ .
۱۶ ـ اسراء / ۸۵ .
۱۷ ـ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۰ .
۱۸ ـ تفسیر برهان، ج۴، ص۴۸۱، ح۱.
۱۹ ـ قدر / ۵ .

منبع:www.sibtayn.com




طبقه بندی: مذهبی،
[ پنجشنبه 20 مرداد 1390 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
center> گفتمان دینی دات نت
جعبه حدیث

امکانات وب

log

مترجم سایت

مترجم سایت